پایگاه خبری نیوز فلاورجان، گروه استانها: در سپهر هنرهای تجسمی ایران معاصر، برخی آثار نه صرفاً به عنوان تولیدات زیبایی شناختی، بلکه به مثابه عناصر فعال در زیست فرهنگی جامعه عمل میکنند. در این میان، تابلو «عصر عاشورا» از مرحوم استاد محمود فرشچیان جایگاهی ویژه دارد؛ اثری که از محدوده نمایش هنری فراتر رفته و در لایههای مختلف فرهنگ آیینی ایرانیان به یک نشانه تثبیت شده بدل شده است.
این اثر که در دهه ۱۳۵۰ خلق شد، با عبور از روایت مستقیم واقعه کربلا، بر لحظه پس از فاجعه تمرکز میکند؛ لحظهای که فقدان، اندوه و بازگشت اسب بی سوار امام حسین علیه السلام، زبان بصری تازهای از سوگ را شکل میدهد. اهمیت این تابلو تنها در مهارت تکنیکی یا زیبایی شناسی آن خلاصه نمیشود، بلکه در ظرفیت آن برای تبدیل شدن به یک زبان مشترک فرهنگی است که در مناسک عاشورایی امروز ایران نیز حضوری پررنگ دارد.
حال پرسش اصلی این است که چگونه یک اثر هنری توانسته است از سطح نمایش موزهای عبور کند و به عنصر فعال در آیینهای سوگواری تبدیل شود.

عصر عاشورا؛ از زبان تصویر تا نشانه آیینی در فرهنگ سوگ
در بررسی میدانهای آیینی در شهرهای مختلف کشور، میتوان دریافت که تصویر عصر عاشورا دیگر صرفاً یک اثر هنری مستقل نیست، بلکه به نشانهای فرهنگی در بستر مناسک تبدیل شده است. حضور این تصویر در هیئتها، تکایا و فضاهای مذهبی، نشان میدهد که جامعه ایرانی آن را به عنوان یک «کد بصری مشترک» برای بازنمایی سوگ پذیرفته است.
میثم نیلی، پژوهشگر هنرهای تجسمی و نگارگری ایرانی در این باره در گفتگو با پایگاه خبری نیوز فلاورجان اظهار کرد: عصر عاشورا نمونهای از تبدیل اثر هنری به نشانه آیینی است. در این اثر، زبان نگارگری ایرانی با رویکردی مدرن درهم آمیخته و نتیجه آن تصویری است که نه تنها دیده میشود، بلکه تجربه میشود. مخاطب در مواجهه با آن نیاز به توضیح ندارد، زیرا ساختار بصری، اثر خود حامل معنا است.
وی در ادامه افزود: در تحلیل ساختاری این تابلو، میتوان مشاهده کرد که حرکتهای چرخشی، ترکیب رنگهای تیره و خاکستری، و حضور عناصر نمادین مانند ذوالجناح و پرندگان، همگی در خدمت یک نظام معنایی منسجم قرار دارند. این نظام معنایی، سوگ را از یک روایت تاریخی به یک تجربه انسانی تبدیل میکند که قابلیت انتقال در فرهنگهای مختلف را دارد.
این نگارگر تصریح کرد: اهمیت این اثر در آن است که توانسته میان روایت دینی و زبان جهانی تصویر پلی ارتباطی ایجاد کند. در نتیجه، مخاطب با هر پیش زمینه فرهنگی میتواند با آن ارتباط برقرار کند، زیرا اثر بر احساس فقدان و اندوه انسانی تکیه دارد نه صرفاً بر جزئیات تاریخی.
وی گفت: این تابلو را باید بخشی از حافظه تصویری فرهنگ شیعی دانست که در آن هنر نقش واسطه میان تاریخ و تجربه معاصر را ایفا میکند.
بازتولید تصویر در آیینهای عاشورایی معاصر
یکی از پدیدههای قابل توجه در سالهای اخیر، گسترش استفاده از تصویر عصر عاشورا در هیئتها و آیینهای مذهبی است. این تصویر در قالب بنرها، پردههای آیینی، جلد ادعیه و حتی محتوای رسانهای هیئتها حضور یافته و به بخشی از هویت بصری سوگواری تبدیل شده است.
محمد صادق سجادزاده، کارشناس جامعه شناسی فرهنگ آیینی در گفتگو با پایگاه خبری نیوز فلاورجان اظهار کرد: ورود تصاویر هنری به مناسک دینی، امری مسبوق به سابقه است، اما در مورد عصر عاشورا، ما با یک تثبیت فرهنگی مواجه هستیم. این تصویر توانسته است جایگاهی بیابد که در آن، مخاطب بدون نیاز به روایت شفاهی، معنای سوگ را درک میکند.
وی افزود: در جامعه معاصر که رسانههای تصویری نقش تعیین کننده دارند، آیینها نیز ناگزیر وارد منطق تصویر شدهاند. در این میان، برخی تصاویر به دلیل قدرت نمادین بالا، به نشانههای مشترک فرهنگی تبدیل میشوند. عصر عاشورا یکی از برجستهترین نمونههای این فرآیند است.
این جامعه شناس ادامه داد: نکته مهم در این پدیده آن است که تثبیت این تصویر نه از مسیر تبلیغ رسمی، بلکه از طریق پذیرش اجتماعی در سطح هیئتها و میان مردم صورت گرفته است. این نوع پذیرش، نشان دهنده شکل گیری یک اجماع فرهنگی غیر رسمی است که در آن هنر به بخشی از حافظه جمعی تبدیل میشود.
وی تصریح کرد: این تصویر علاوه بر کارکرد مذهبی، واجد ظرفیت فرهنگی گستردهتری است و همین ویژگی باعث شده است در فضاهای متنوع اجتماعی نیز قابل استفاده باشد همچنین باید به این نکته تاکید کرد عصر عاشورا را میتوان نمونهای از تبدیل هنر به زبان مشترک فرهنگی در آیینهای معاصر دانست.

حافظه جمعی و تثبیت یک تصویر در فرهنگ سوگ
حافظه جمعی یکی از مفاهیم کلیدی در تحلیل جایگاه آثار هنری در جامعه است. در این چارچوب، تصاویر و نمادها در طول زمان به بخشی از ادراک مشترک جامعه تبدیل میشوند و از طریق تکرار و بازنمایی، تثبیت میگردند.
اصغر جوانی، پژوهشگر تاریخ هنر اسلامی در این باره در گفتگو با پایگاه خبری نیوز فلاورجان اظهار کرد: آثار هنری زمانی وارد حافظه جمعی میشوند که از سطح تخصصی عبور کرده و به زبان عمومی تبدیل شوند. عصر عاشورا از جمله آثاری است که این مسیر را طی کرده و از فضای موزهای به فضای زیست روزمره مردم وارد شده است.
وی افزود: تکرار تصویر در مناسبتهای مذهبی، رسانهای و فرهنگی نقش مهمی در تثبیت آن دارد. هنگامی که یک تصویر در بستر آیینهای محرم بارها دیده میشود، به تدریج به بخشی از ادراک جمعی تبدیل میشود و معنای آن در ذهن جامعه تثبیت میگردد.
این پژوهشگر ادامه داد: یکی از ویژگیهای مهم این اثر، ظرفیت روایی آن است. تابلو عصر عاشورا نیازمند توضیح طولانی نیست، زیرا ساختار بصری آن به گونهای طراحی شده که روایت را به صورت مستقیم منتقل میکند. این ویژگی برای شکل گیری حافظه جمعی بسیار تعیین کننده است.
وی افزود: میتوان گفت این اثر به نوعی تصویر حافظه ساز تبدیل شده است؛ تصویری که نه تنها یک واقعه را بازنمایی میکند، بلکه شیوه به خاطر سپردن آن را نیز شکل میدهد.
گردش تصویر از موزه تا رسانههای دیجیتال
در دهههای اخیر، گردش تصویر عصر عاشورا از فضای موزهای به فضای رسانهای و دیجیتال، نقش مهمی در تثبیت جایگاه آن در فرهنگ عمومی داشته است. این اثر امروز در شبکههای اجتماعی، تولیدات فرهنگی و رسانههای آیینی حضور گسترده دارد.
مریم لطفی، کارشناس رسانه و هنرهای دیجیتال در گفتگو با پایگاه خبری نیوز فلاورجان اظهار کرد: یکی از ویژگیهای آثار ماندگار، قابلیت بازتولید در رسانههای مختلف است. عصر عاشورا به دلیل ساختار بصری قدرتمند، قابلیت انتقال در قالبهای گوناگون را دارد و همین امر موجب گسترش حضور آن در فضای دیجیتال شده است.
وی افزود: در رسانههای اجتماعی، این تصویر تنها یک اثر هنری نیست، بلکه به نشانهای فرهنگی تبدیل شده است. کاربران با بازنشر آن، در یک کنش فرهنگی مشارکت میکنند که بخشی از بازتولید معنا در عصر رسانهای است.
این کارشناس ادامه داد: در فرآیند دیجیتال شدن، معنا حذف نمیشود، بلکه لایههای جدیدی به آن افزوده میشود. عصر عاشورا در فضای دیجیتال همزمان هم اثر هنری است و هم نشانه هویت فرهنگی.
وی در پایان اظهار کرد: این اثر نمونهای روشن از پیوند میان هنر سنتی و رسانههای نوین است که توانسته است در هر دو فضا معنا تولید کند.
تصویر به مثابه آیین
بررسی جایگاه تابلو عصر عاشورا در آیینهای عاشورایی امروز ایران نشان میدهد که این اثر از مرزهای هنر تجسمی عبور کرده و به بخشی از زیست فرهنگی جامعه تبدیل شده است. این تصویر نه تنها یک بازنمایی هنری از واقعه کربلا، بلکه بخشی از تجربه معاصر سوگ در جامعه ایرانی است.
در نهایت میتوان گفت این اثر توانسته است میان هنر، آیین و حافظه جمعی پیوندی پایدار ایجاد کند. پیوندی که در آن تصویر از سطح مشاهده عبور کرده و به سطح زیست فرهنگی رسیده است؛ به گونهای که امروز میتوان گفت این تابلو تنها دیده نمیشود، بلکه در فرهنگ سوگ ایرانی زندگی میکند.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰