به گزارش پایگاه خبری نیوز فلاورجان ، جوان ۲۴ ساله اصفهانی که ۴۰ روز در اسارت یک باند آدمربایی گرفتار بود، از لحظه ربایش، فشارهای روانی دوران اسارت و نجات در عملیات تخصصی پلیس آگاهی استان اصفهان روایت کرد.
این جوان در تشریح جزئیات حادثه گفت: حدود ساعت پنج صبح بود که صدای کوبیده شدن در، سکوت خانه را شکست. ضربهها محکم و پیدرپی بود. تصور میکردم مسئلهای عادی رخ داده، اما به محض باز شدن در، زندگیام وارد مسیری شد که پایانش نامعلوم بود.
وی افزود: چند نفر با ظاهری حسابشده و مسلح مقابل در ایستاده بودند. مدارکی نشان دادند و خود را مأمور معرفی کردند. گفتند باید برای چند توضیح همراهشان بروم. فرصت فکر کردن نبود. مدام تکرار میکردند همکاری کن تا زود تمام شود؛ اما هیچچیز زود تمام نشد.
آغاز ۴۰ روز بیخبری
این جوان ادامه داد: چشمهایم را بستند و دست و پاهایم را بستند. تنها چیزی که از مسیر میفهمیدم پیچهای متعدد خودرو و توقفهای کوتاه بود. مدام محل نگهداریام تغییر میکرد تا هیچ رد مشخصی باقی نماند.
وی گفت: در روزهای ابتدایی هیچ توضیح روشنی درباره دلیل ربایش ارائه نشد و تنها با ابهام و سکوت مواجه بود. بعد از مدتی هر روز سناریوی تازهای مطرح میکردند؛ حرفهایی که بیشتر برای تخریب روحیه بود. هدفشان فقط نگهداری فیزیکی نبود، فشار اصلی روانی بود.
این شهروند اصفهانی با اشاره به فشارهای روحی دوران اسارت گفت: نور خورشید را درست نمیدیدم. زمان معنا نداشت. تهدیدهای پیدرپی، القای ترس و سناریوهای ساختگی بخشی از برنامهشان بود. حتی فیلمی ضبط کردند و گفتند قرار است برای خانوادهام ارسال شود تا آنها را تحت فشار بگذارند.
وی افزود: در آن لحظه فهمیدم گاهی ترس از رنج کشیدن خانواده، از خود اسارت هم سختتر است.
این جوان با بیان اینکه آدمربایان خود را مأمور معرفی کرده بودند، گفت: خانوادهام در ابتدا تصور میکردند موضوعی رسمی و قانونی است. همین موضوع باعث شد در ساعات و روزهای نخست کسی به ربایش مشکوک نشود. اما با گذشت زمان و افزایش تناقضها، نگرانی جدی شکل گرفت و خانوادهام به پلیس آگاهی مراجعه کردند.
وی درباره روند نجات خود اظهار کرد: در مدت اسارت از بیرون بیخبر بودم، اما بعدها فهمیدم پلیس آگاهی استان اصفهان بدون سرنخ مشخص، کار را از نقطه صفر آغاز کرده است.
این جوان افزود: ردزنیهای اطلاعاتی، رصدهای میدانی و پیگیریهای مستمر در نهایت حلقه را بر آدمربایان تنگ کرد؛ با وجود اینکه آنها مرتب محل نگهداریام را تغییر میدادند.
این جوان درباره لحظه آزادی خود گفت: ناگهان صدای متفاوتی شنیدم. اضطراب در رفتار آدمربایان موج میزد. چند ثانیه بعد مأموران پلیس وارد شدند. ابتدا باورم نمیشد. بعد از ۴۰ روز زندگی در ترس، ذهن حتی به نجات هم شک میکند.
وی ادامه داد: وقتی چهره نیروهای پلیس را دیدم، انگار همه فشارها فرو ریخت. آن لحظه برایم شبیه تولد دوباره بود.
بازگشت به آغوش خانواده
این شهروند اصفهانی درباره دیدار با خانوادهاش اظهار کرد: وقتی خانوادهام را دیدم بدنم میلرزید؛ نه از ترس، بلکه از شدت احساس. اشک و سکوت و آرامش همزمان در چهره همه ما بود. آغوش خانواده بعد از ۴۰ روز، زمان را برای چند لحظه متوقف کرد.
به گزارش نیوز فلاورجان، این پرونده با عملیات تخصصی پلیس آگاهی استان اصفهان به پایان رسید و متهمان دستگیر شدند. ماجرایی که برای یک جوان ۲۴ ساله، ۴۰ روز تعلیق میان ترس و امید بود، سرانجام با پیگیریهای انتظامی و هوشیاری خانواده، به بازگشت او به زندگی عادی انجامید.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰