پایگاه خبری نیوز فلاورجان، گروه استانها- مرجان سیفالدین: تا همین چند سال پیش خروج از شبکههای اجتماعی انتخابی غیرمعمول و حتی عجیب تلقی میشد اما امروزه این تصمیم برای بخشی از جامعه به یک رفتار قابلتأمل تبدیل شده است.
برخی حسابهای کاربری خود را میبندند، برخی اپلیکیشنها را حذف میکنند و بعضی نیز با نگهداشتن یک حضور حداقلی تلاش میکنند از چرخه بیپایان اسکرول، مقایسه، نمایش و واکنش فوری بیرون بمانند.
این تغییر رفتار تنها یک واکنش شخصی نیست بلکه نشانهای از تحولی گسترده در رابطه انسان با فناوری است؛ تحولی که بسیاری آن را ذهنهای رها شده مینامند.

از مقایسههای سمی تا زیادهگویی؛ تجربه کاربران اصفهانی
ارغوان باطنی ۲۸ ساله و کارمند یک شرکت خصوصی در اصفهان، تجربهای مشترک با بسیاری دارد. وی در گفتگو با پایگاه خبری نیوز فلاورجان اظهار کرد: یک سالی است حضور بسیار کمرنگی در شبکههای اجتماعی دارم. پیشتر باورم این بود که اگر نباشم از خیلی چیزها جا میمانم اما امروز متوجه شدم با این کار ذهنم را نجات دادهام.
این کاربر فضای مجازی مقایسههای مداوم با زندگیهای نمایشی دیگران را عامل اصلی حال بد خود میداند زندگیهایی که در آن شادی و موفقیتها فرسنگها با واقعیت فاصله دارد.
رضا صمدانی ۳۶ ساله و معلم، تجربهای متفاوت دارد. وی که شبکههای اجتماعی را نه از سر خستگی بلکه به دلیل زیادهگویی و تنش دائمی کنار گذاشته است، به پایگاه خبری نیوز فلاورجان گفت: احساس میکردم هر روز باید درباره همهچیز نظر بدهم. این فشار، فرسودهام کرده بود. وقتی خارج شدم، متوجه شدم چقدر ذهنم سبکتر شده است.
در مقابل، برخی کاربران مانند نازنین الماسی، دانشجوی کارشناسی ارشد، معتقد است ترک کامل سخت است. وی که کسبوکار خانگی دارد به پایگاه خبری نیوز فلاورجان گفت: شبکه اجتماعی برای من فقط سرگرمی نیست، بخشی از ارتباطات دانشگاهی و کاری است اما زمان استفادهام را بسیار کم کردم و فهمیدم بودن دائمی در این فضا، تمرکزم را نابود میکند.

چرا سلامت روان در اولویت قرار گرفت؟
به گفته روانشناسان، دلایل خروج آگاهانه از شبکههای اجتماعی را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد. نادر مقدم، کارشناس روانشناسی، در این باره به مهر گفت: حجم زیاد محتوا، اعلانها، پیامها و ویدئوهای کوتاه، ذهن را در وضعیت آمادهباش دائمی قرار میدهد. بسیاری از کاربران میگویند پس از ساعتها حضور در این فضا، بهجای احساس رضایت، دچار خستگی، آشفتگی و کاهش تمرکز میشوند.
وی افزود: یکی از مهمترین آسیبها، مقایسه مداوم زندگی واقعی با نسخههای گزینشی دیگران است. همچنین طراحی این شبکهها بر پایه مکانیزمهای اعتیادآور است؛ از اسکرولهای بیپایان گرفته تا اعلانهای مکرر که کاربر را بدون هدف مشخص، بارها به برنامه بازمیگرداند.
نیلوفر پدران، دیگر کارشناس روانشناسی، بحث سمزدایی دیجیتال را مطرح کرد و آن را یک مکانیسم دفاعی کارآمد دانست و به پایگاه خبری نیوز فلاورجان گفت: انسان برای رسیدن به آرامش یا حفظ روابط عمیق، نیاز به مرز مشخص بین فضای مجازی و دنیای واقعی دارد چون همه میدانند استفاده افراطی با اضطراب، استرس و احساس تنهایی ارتباط مستقیم دارد، این کنارهگیری یک تصمیم سلامتمحور است.
وی هشدار داد که متخصصان مغز نیز تأکید دارند الگوهای فضای مجازی باعث کاهش توجه میشود و مردم برای بازگرداندن تمرکز، به زندگی آفلاین بازمیگردند. همچنین نگرانی از رصد شدن و ذخیره دادهها، از دیگر انگیزههای کاربران برای محدود کردن حضورشان است.

خروج نه به معنای انزوا بلکه بازگشت به زندگی است
بازگشت به زندگی واقعی برای عدهای، خروج از شبکههای اجتماعی و بازگشت به مطالعه، ورزش و تجربههای عمیق است.
پروین صائمی، روانشناس اجتماعی، در گفتگو با مهر اظهار کرد: خروج از شبکههای اجتماعی اگر آگاهانه باشد، تصمیمی سالم است اما نباید از سر انزوا یا اضطراب اجتماعی باشد.
وی میان مصرف کنترلشده و ترک کامل تمایز قائل شده و گفت: مهم این است که رابطه انسان با فناوری، فعالانه باشد نه منفعلانه.
از نگاه کارشناسان ارتباطات، مسئله بودن یا نبودن مطلق نیست. راضیه طالبیان، کارشناس علوم ارتباطات، معتقد است: بسیاری از افرادی که خارج شدهاند، افزایش تمرکز و کاهش اضطراب را گزارش میدهند. حتی کیفیت خواب آنها بهتر شده است. با این حال او هشدار میدهد اگر فرد بدون جایگزین مناسب از شبکهها خارج شود، ممکن است دچار خلاء ارتباطی شود. به گفته وی، خروج باید همزمان با ساختن عادتهای تازه باشد.
نسل جدید و بلوغ دیجیتال
امروز برای بخشی از جوانان، کمتر دیده شدن و کمتر در دسترس بودن به یک ارزش تبدیل شده است. این تغییر، نشاندهنده نوعی بلوغ دیجیتال است؛ بلوغی که در آن فرد یاد میگیرد هر امکان فناورانهای لزوماً مفید نیست و هر ارتباطی معنای کیفیت بیشتر نمیدهد.
در نهایت، خروج عمدی از شبکههای اجتماعی پاسخی است به شتابزدگی و زیست بیشازحد دیجیتال. برای برخی، این تصمیم راهی برای بازیابی آرامش و برای برخی دیگر، تلاشی برای بازپسگیری کنترل زندگی است. حقیقت این است که فناوری باید در خدمت انسان باشد، نه انسان در خدمت فناوری؛ و این آگاهی، گام اول برای زیستن در عصر مدرن است.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : ۰